محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
370
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
باب الجيم الفارسى مع الالف چا - نام نباتيست و معدن آن زمين چين باشد و مضرت شراب را دفع كند و ازاينجهت به شهر تبت برند چه عادت اهل تبت آنست كه خمر بسيار خورند چون تجار آن را به تبت برند قيمت آن جز مشك نگيرند و صا معرب آنست « 21 » . چليپا - صليب نصارى باشد . و در ادات - الفضلاء مسطورست كه آن سه گوشهاى باشد از زر و نقره و مس و چوب و غيرهم كه براهمه در زنار كشند و عرب آن را صليب خوانند و در كنز آورده كه نشانهايست كه ترسايان بر خود بندند برين شكل + « 22 » . مثالش حكيم خاقانى فرمايد : بيت بدست آرم عصاى دست موسى * بسازم ز ان عصا شكل چليپا چاتا « 1 » - نام سازيست تركان را « 23 » . مثالش خواجه سلمان گويد : بيت طبع گيتى راست شد در عهد او ز انسان كه باز * نشنود صوت مخالف هيچكس زين چارتا چرا - [ بفتح جيم ] بمعنى خوردن حيوانات نباتات را و چريدن باشد . و [ بكسر جيم ] كلمهايست كه در مقام تفتيش و سبب جستن گويند و به اين معنى مركب از « چه » و « را » باشد كه بواسطهء ترخيم [ هاء ] را انداختهاند . مثال معنى اول خاقانى گويد :
--> ( 1 ) اين لغت و شرح آن از « ب » است . ( 21 ) همان چاى معروف و متداول امروزى كه برگ بوتهء مخصوصى است كه پس از چيدن و مالش دادن در آب جوش ريزند و دم كنند و بنوشند . ( 22 ) در برهان آمده كه كنايه از زلف معشوق نيز هست . ( 23 ) در برهان است كه معنى طنبور و رباب و چهار تار نيز دارد و كنايه از چهار عنصر و عالم دنيا نيز هست باعتبار چهار ركن .